عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
367
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
اوايل سال كتب حكمت متعدده از لسان انكليسى بفرانسه ترجمه كرد سپس در عقايد فلسفى خود كتابى نوشت كه در نزد همكنان مخالف قوانين مذهبى بود لذا كتب او بامر پارلمان جمع و احراق گرديد پس از چندى براى كوران رسالهء نكاشت و اسمش را ( عبرتبينندگان ) گذاشت و در آن رساله عقايد خود را برموز و امثال ابراز نمود و عباراتى كه مشعر توهين اكابر مذهب و كارداران دولت بود درج فرمود براى مجازات اين كار مدتى بحبس آن حكيم فرمان رفت و پس از خلاصى از آن بليّه تأليفات زيادى نكاشته و در آنها اسم خويش را مكتوم داشت بالجمله اغلب آثار و تآليف آن حكيم بر ضدّ ملّت نصرانيّت و تشنيع رسوم رهبانيّت بوده اواخر حال ببلاى فقر دوچار گرديد و بفروختن كتب خود امر معاش خود را مىگذرانيد و در آن عصر ( كترين ) دويم Catherine ملكه بالاستقلال دولت روسيه كه پادشاهى معارفپرور بود « 7 » مراتب علم و حكمت او را شنيده و كتب آن حكيم را به مبلغ پنجاه هزار فرانك 50000 ابتياع نمود و به خود آن حكيم نيز به قدر كفايت معاشى مقرر فرمود در سال ( 1773 ) مسيحى ( ديدرو ) براى تشكر اين موهبت به شهر پترزبورغ Petrograde مسافرت كرد و بعد از عودت از آن سفر باقى عمر خود را بانزوا و عزلت گذرانيد تا آنكه در سنه يكهزار و هفتصد و هشتاد چهار ( 1784 ) مسيحى مطابق ( 1199 ) هجرى وداع
--> ( 7 ) دو نفر زن ( كترين Catherine ) نام اميراطريس در ممالك روسيه صاحب تخت و تاج شدهاند ( 1 ) كترين زوجهء پطر كبير است كه در جنك مارتينبورغ بدست لشكر پطر كبير اسير افتاد بعد از ورود او به شهر مسكو حسن سيما و قامت زيبا و رفتار دلنشين و عقل خوردهبين او پطر كبير را مفتون نموده وى را به ازدواج درآورد پس از وفات پطر كبير اين زن عاقله از فرط كياست و كاردانى خود تاجوتخت روسيه را مالك كشت و بعد از دو سال سلطنت در سنه 1727 ميلادى وفات نمود ( 2 ) كترين زوجهء پطر سيم دختر پرنس ( آنهالت زربست Anhalt - Zerbst ) در سنه 1726 پس از شوهرش بتخت سلطنت جلوس كرد زن عالمه و عاقله و باشهامت و سياست و معارفپرور بوده صنايع و علوم را در دولت روسيه ترقى داد حكما و اهل فضل را بنواخت و ممالك زيادى ضميمهء مملكت خويش ساخت و در سنه 1796 ميلادى مطابق 1211 هجرى در حالتى كه با شاهنشاه ايران مرحوم آقا محمد شاه قاجار ارادهء جنك و كارزار داشت فجأة وفات كرد اين ملكه را در كتب تواريخ ايران مثل روضة الصفاى ناصرى و ناسخ التواريخ ( خورشيد كلاه ) ناميدهاند و مؤلفين اروپا بملاحظهء كثرت اقتدار او به ( سميراميس ) شمال ملقب داشتهاند ( و سميراميس Semiramis ) اسم زنى است كه قريب هشتصد سال قبل از مسيح ملكهء بابل بوده و اغلب بلاد روى زمين را مسخر كرده بود * ( لمؤلفه )